| Posts created by Parkour
  • عمران راتب

    مقدمه‌اي بر روش‌شناسي مقالات «عمران راتب»

    يامان حكمت (تقي‌آبادي) سخن گفتن از مرگ يا ناميرائي اكنون چه فايده‌اي دارد؟ آنهم درباره كسي كه اعتقادي به اين مفاهيم نداشت. درباره مرگ تنها مي‌توان پيش از مرگ سخن گفت. كلمات ما پس از مرگ، تبديل به نوشتارهايي بي‌روح مي‌شوند كه گويي تنها درباره «هيچ» به سخن درآمده‌اند. درباره «هيچ» چرا سخن بگوئيم؟ عمران…

    Read More
  • زینت نور

    “ستاره‌های سیاه”

    پاییز سال 2006 : گالری پر از تابلوهای مورد پسند من است نگاهم از تابلوی به تابلوی می چرخد و پیهم میان چند تا یکی را انتخاب  و موقعیتش را در ذهنم ثبت می‌کنم تا می رسم به آن تابلو، یک آبستره کامل با رنگ‌های آبی،سیاه و سپید و حاشیه سرخ تیره، نمی‌دانم ابن تابلو…

    Read More
  • عمران راتب

    پوپولیسم: فریب یا گشودگی معنا؟

    عمران راتب پوپولیسم:  فریب یا گشودگی معنا؟ با نگاهی به جنبش مدنی روشنایی در افغانستان [۱] عمران راتب [۲]، پژوهشگر فلسفه از افغانستان آگوست ۲۰۱۸ – افغانستان   یک: بر اساس یک اسطوره‌ی کهنه و نسبتاً فراموش‌شده‌ی یونانی، ژنوس زنی است که دو رخ دارد یا در واقع پشت و روی او عین صورت را به نمایش می‌گذارند. این…

    Read More
  • زینت نور

    پیکارسک از (از مسکو تا پیتوشکی ) وینی یرافی یف (بازمانده روز) ایشی‌گورو

    دو رمان، دو شه کار ادبی برای ژانر پیکارسک که خلق شده اند تا جهان رمان را به نفع حقیقت والاتر جهان زبان” sublime” روی صحن واژه‌ها به نمایش بگذارند آن گاهی که از “از مسکو تا پیتوشکی” حتی در زادگاهش فراموش می‌شود ولی “بازمانده روز” نوبل ادبی را می‌گیرد. ما در رمان یرافی یف…

    Read More
  • عمران راتب

    لکه و حادواقعیت – خوانشی از فیلم «اسامه»

    لکه و حادواقعیت خوانشی از فیلم «اسامه» ساخته‌ی صدیق برمک عمران راتب رخداد اگر بتوان از ظهور  یک «رخداد» در معنای بدیویی کلمه در حوزه‌ی سینمای افغانستان سخن گفت، شاید در نشان‌دهی نمونه‌ی آن چندان هم سرگردان نشویم: فیلم اسامه‌ی صدیق برمک قبل از به‌بازار آمدن «سنگ صبور» و نمونه‌های اندک دیگر، همان رخداد غیرمنتظره…

    Read More
  • برگردان-صبور سیاسنگ

    همه در پناه دیدبانی بخشایش مهرورزانه ماشین‌ها

    Richard Brautigan برگردان: سیاسنگ دوست دارم بیندیشم (و هرچه زودتر، بهتر) به چمنزار سیبرنتیک که در آن پستانداران و کمپیوترها در هماهنگی برنامه‌ریز دوسویه زیست باهمی دارند مانند زلال رسیده به آسمان روشن خوش دارم بیندیشم (خواهش! همین اکنون) به جنگلزار سیبرنتیک سرشار از کاج‌ها و ابزارهای الکترونیک جایی که آهوان خرامان از کنار کمپیوترها…

    Read More
  • عمران راتب

    توتم و تابوهای «سنگ صبور»

    عمران راتب آن‌چه که می‌بینیم چی چیزی را می‌توان به‌عنوان نقطه‌ی عزیمت خود برگزید؟ چگونه می‌توان تعریفی از این نقطه‌ی عزیمت ارائه کرد که آن نقطه در عین این‌که مجرای ورود به متن محسوب می‌گردد، نقطه‌ی هزیمت یا دست‌کم نشانه‌یی که نحوه‌ی پایان ماجرا را بازنمایی می‌کند، تلقی نگردد؟ در فیلم «سنگ صبور» به‌نظر می‌رسد…

    Read More
  • عصمت کهزاد

    آن کُهن اُلگو، آن سایه

    عصمت کهزاد هر سخن(به عمد یا غیر عمد، آگاه یا ناآگاه) با سخن های پیشین که موضوعی مشترکی با هم دارند، و با سخن های آینده که به یک معنا، پیشگویی و واکنش به پیدایش آنهاست، گفتگو می کند. آوای هر متن در این “همسرایی” معنا می یابد. ساختار و تأویلِ متن-منطقِ مکالمه ی باختین-…

    Read More
  • عزیز علیزاده

    آنا آخماتووا

    انـا آخماتووا ‏‪Annah Ahmatova‬ 1966 – 1889 برگردان از زبان روسی به فارسی: عزیز علیزاده من به‌تاریخ 23 ماه‪ ‬جون سال 1889در حومه‌ی شهر ادیسه ( آبشار بزرگ ) تولد شدم. پدرم در آن زمان انجنیر بازنشسته در بخش تخنیکی نیروهای بحری بود. مرا که کودک یک‌ساله‌یی بیش نبودم، به شمال‪ ‬کشور و در دهکده‌یی به‌نام…

    Read More
  • ازکتاب

    با خود وارد بازی شدن

    با خود وارد بازی شدن عمران راتب بر اساس فرضیه‌ی کهنه‌یی که محتوای غالب غزل امروزی بیشتر از هر زمان دیگری به آن پروبال داده است، عاشقانه‌سرایی ذات‌نمای غزل شمرده می‌شود یا آن‌طور که در غزل شماره‌ی 41 مجموعه‌ی «عقب‌نشینی» آمده است: «… چشم‌های تو را غزل کردم». این عاشقانه‌سرایی در غزل اما، بیشتر ناظر…

    Read More
  • پارکور ادبی

    پاييز-الکساندر پوشكين

    لحظه‌های حزين، اما جذاب! چه دلپذير شد این لحظه‌ی وداع عاشقم من، عاشق پژمردگی طبيعت، عاشق چادر سرخ‌رنگ جنگل و آواز برگ‌های خشكيده كه از اثر باد پاييزي می‌غلتند و آسمان پوشيده از موج غبار، به‌ندرت اشعه‌ی باريك روی يخبندان خبر می‌دهد از تهديد زمستان سپيد و بازهم فرارسيد پاييز فصل شکفتن من، به‌زودی فصل…

    Read More
  • داستان کوتاه

    خوشبختی نکبت‌بار – کلمات از ما نمی‌ترسند

    گدی من، زیباترین گدی دنیا بود. موهای قشنگی داشت، چشمان قشنگی داشت، دهان قشنگی داشت، دست‌وپای قشنگی داشت.قدبلندتر از گدی هایی همه دوستانم بود. وقتی با او به پارک نزدیک خانه یی ما که محل بازی با دوستانم بود، می‌رفتم همه با حسرت به او نگاه می‌کردند، گدی های دیگر کنارش زشت و بی‌ریخت به…

    Read More
  • پارکور ادبی

    از کابل تا بغداد تا دمشق

    به صادق محمد شاعر عراقی ………………………………… از کابل تا بغداد تا دمشق مردگانی که از آبله های بیشمار پاهایشان مرده اند مردگانی که در گریز از صدای قلب کودکان شان مرده اند قله های هندوکش شعله های جنگ را لمس کردند دجله و فرات  دیگ های جوشان اند و در بلندی های جولان بال و…

    Read More
  • داستان کوتاه

    مرگ برای همه

    مرگ برای همه ( داستان دوم – کلمات از ما نمی‌ترسند) عبور از سرک حادثه‌ساز بود. صدای برک موترها و سروصدای رانندگان که هیچ، حس کردم موتر قهوه‌ی رنگی کمرم را دو نصف کرد و رد شد. صدای پشت سرم جیغ کشید «مگر کوری؟!» آن‌سوی جاده که رسیدم نور تندی به چشمانم زد و تازه…

    Read More
  • رمان سریال

    قسمت دوم – خنده در تاریکی – ناباکوف

    قسمت دوم – خنده در تاریکی – ناباکوف مجلل هتل که چتر بزرگی را به دست دارد به او کمک می کند تا از خودرو مجلل خود پیاده شود. وقتی بانولواندوسکی برای نخستین بار با او در مورد مرد جوان عاشقی اهل روستا حرف زد، هنوز در این فکر بود که چه طوراز روی گلیم…

    Read More
  • عمران راتب

    اندیشه‌ی ناعقلانی

    عمران راتب عقلی که سقراط را به سیخ کشید، او را بهتر از خودش شناخته بود. پرسش از مفاهیم در نزد سقراط، صرفن جنبه‌ی روشنگرانه ندارد؛ گاهی و اغلب، این پرسش‌ها پوشش کتمان‌گری می‌شوند تا سرگردانی و درماندگی انسان در پس آن‌ها، معنای دیگری پیدا کند. اما نتیجه‌ی این تقلا، همیشه آن چیزی نبوده که…

    Read More
  • رمان سریال

    خنده در تاریکی(1) – ولادیمیر ناباکوف

    رمان خنده در تاریکی – قسمت اول فصل اول زمانی در برلین المان مردی زندگی میکرد به نام البینوس.وی ثروتمند ومحترم وخوشبخت بود.یک روز همسرش را به خاطر معشوقه ی جوانی ترک کرد؛عاشق شد،اما کسی به او عشق نورزید،و زندگی اش تباه شد.این تمام داستان است و اگر به خاطر سود و سعادتی که دربیان…

    Read More
load more