| 2018 | ژانویه
  • زینت نور

    تیره روزی

      فرانتس کافکا یک‌بار که دیگر طاقت تحمل نداشتم نزدیک غروب روزی از ماه نوامبر روی باریکه فرش اتاقم، انگار در پیست مسابقه، به تاخت آمدم، با دیدن چراغ‌های روشن خیابان یکه خوردم، راه کج کردم، در فراسوی آیینه برای خود مقصد تازه‌ای در نظر گرفتم، و به سمت انتهای اتاق رو آوردم. فریاد هم…

    Read More
load more