از کابل تا بغداد تا دمشق

ژوئن 11, 2017

به صادق محمد شاعر عراقی

…………………………………

از کابل
تا بغداد
تا دمشق
مردگانی که
از آبله های بیشمار پاهایشان مرده اند
مردگانی که در گریز
از صدای قلب کودکان شان مرده اند

قله های هندوکش
شعله های جنگ را لمس کردند
دجله و فرات 
دیگ های جوشان اند
و در بلندی های جولان
بال و پر فرشته ها سوخته است

صادق!
قلب من از فولاد است
وقتی کودک شیرخوار 
پستان مادرش را می گزد که زنده شود
وقتی زنان 
بارهای شکم شان را
از بیابان های سوزان عبور می دهند
و سگ های خانگی
رد خون صاحبان شان را در کوچه ها دنبال می کنند

وطن ما نسیم گوارا دارد
اما نسل های پیهم سردی اش را
در لرزش پرچم های سر گور حس کرده اند
تاکستان های انگور دارد
اما آنجا
اشباح در گشت و گذار اند

در کابل
آخر هفته ها
مردگان
زنده گان را به گورستان می برند
و تماشای مرسل های سفید سر راه 
همه را به گریه می آورد
و عطر گل سنجد 
همه را به گریه می آورد
وقتی بوی زخم های عزاداران در هوا پراکنده است

من مثل تو شعله های بزرگ را
در چشم های خواهرم دیده ام
و برای شنیدن آخرین تپش های قلب برادرم 
به بیمارستان های زیادی
سر زده ام

ما شاهد بودیم
که کودکان فلزی را
از زیر آوارهای حلب 
بیرون کشیدند
و اشک چی زود 
در چشم جهانیان بند آمد

صادق ما دیدیم که چگونه!
کودکان کابل و بغداد و دمشق را
در سواحل مدیترانه
بر قایق های کاغذی سوار کردند
صادق!
مردمان ما و شما امشب
در کف اقیانوس در کنار هم خوابیده اند
و به نور کمرنگ ستاره ها می نگرند

مجیب مهرداد

آیا زبان فکر می کند؟

آیا زبان فکر می کند؟

 راتب عمران کتابی به‌نام «فلسفه‌ی ملال» را می‌خواندم. حس کردم که متن، آن‌قدر متناقض و پراکنده است که رسیدن به فهم یا...

کلمات و اشیا

عمران راتب (جستاری در باب نسبت انسان با زبان و جهان-بخش نخست) کاکرد نشانه‌یی، ساده‌ترین وجه از کارکردهای پیچیده و...

پوپولیسم: فریب یا گشودگی معنا؟

عمران راتب پوپولیسم:  فریب یا گشودگی معنا؟ با نگاهی به جنبش مدنی روشنایی در افغانستان [۱] عمران راتب [۲]، پژوهشگر...

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *