|  |  | 

پارکور ادبی زینت نور

برگشتِ دوباره ” فدریکو گارسیا لورکا ” به سالن تئاتر

“زندگی رؤیاست”

هشتاد سال بعد از کشته شدن ” فدریکو گارسیا لورکا ” به دست طرفداران ژنرال “فرانسیسکو فرانکو” در زاده گاه او “گرانادا – اسپانیا”، یکی از نمایش‌نامه‌های نیمه‌تمام او بنام “نمایش‌نامه ی بدون تیتر” توسط شاعر و نمایش نامه نویس دیگری اسپانیای “آلبرتو کانجور” تکمیل شده ست، این نمایش‌نامه قرار ست تا پایان سال (2017) به شکل متن کامل یک نمایش در سه قسمت چاپ شود و در سال (2018) روی صحنه برود.

لورکا، تصمیم داشت این نمایش را در سه قسمت و سه صحنه جداگانه برای استیژ بنویسد.قسمت اول آن را قبل از مرگش (در سال 1936) به پایان رسانید و اما قسمت‌های بعدی آن نا تکمیل ماند.

نمایش‌نامه از شورشی که در خیابان دیده می‌شود شروع می‌شود و به تئاتری که مردم در آن مشغولِ دیدن نمایش “رؤیای نیم شب تابستان” ‌استند، گسترش می‌یابد. قسمت دوم نمایش درسردخانه اتفاق می‌افتد و قسمت سوم در بهشت و در محضر خدایان.

“آلبرتو” که نویسنده قسمت‌های دوم و سوم این نمایش‌نامه ست گفته ست که به نظر می‌رسد که این نمایش آخرین کار سوررئالیستی “لورکا” بعد از “مردم – مخاطب” و ” چنین گذشت این پنج سال” باشد، کارهایی که باوجود روش سوررئالیستی اش ماهیت اجتماعی- سیاسی‌شان را حفظ کرده‌اند.ازنظر “آلبرتو” که مدت زیادی درزمینهٔ کارهای لورکا پژوهش کرده ست این نمایش‌نامه به اهمیت شعر، ادبیات، نمایش‌نامه و هنر در جهانی که از هر سو رو به ویرانی و خراب شدن ست پرداخته او باور دارد که در اوضاع امروز جهان که روبه‌رو با ویرانی‌های تحمیلی ست، نمایش‌نامه‌هایی ازاین‌دست نیازی ست مبرم و او با درک این نیاز به نوشتن بخش‌های دومی و سومی مصمم‌تر شده هست با آنکه این اشتیاق را سال‌ها در خود احساس می‌کرده. او در مورد لورکا می‌گوید:” لورکا نمادی از روشنایی بود، کسی که همیشه در تلاش کار و آفرینش هنری زندگی می‌کرد، کسی که شامه‌ی نهایت قوی برای مرگ داشت. من تصور می‌کنم اگر او می‌دانست که هنوز مردم‌دوستش دارند و هنوز به کار او نیازمندی وجود دارد، بی‌گمان شاد می‌شد. درباره ادامه‌ی کار “نمایش‌نامه‌ی بدون تیتر” او می‌گوید: من با کاربرد “تمام کردن” زیاد موافق نیستم من پارچه‌های تازه‌ای خلق کرده ام که بیشتر از به‌کارگیری حدس و گمان و تخیل ست. من قسمت اول کار “لورکا” را به‌اندازه یک کامه تغییر نداده‌ام و بخش‌های دومی و سومی را از صفر نوشته‌ام. گویا با صدای او دیالوگی را اجرا می‌کنم تا پیام او را به مخاطبانش انتقال بدهم و البته که با امانت‌داری و احترام کامل به او از سر دوستی، عشق و حسن نیت. من هیچ امضایی در پایان این کار نمی‌گذارم همه این آزادی را دارند به این کار ناتمام لورکا بپردازند.”

آلبرتو، برای نام‌گزاری قسمت‌های دوم و سوم از به ترترین کارهای “کالدرون” بزرگ‌ترین شاعر و نمایش نویس عصر طلایی اسپانیا استفاده می‌کند. قسمت دوم را “زندگی رؤیاست” و قسمت سوم را “تئاتر بزرگ جهان” نام‌گذاری کرده ست و برای کل نمایش تیتر “زندگی رؤیاست” را پیشنهاد نموده.

روشن است همیشه نگرانی‌های جدی در مورد کارهای  خلاقانه‌ی بدین گونه روی متن‌های ناتمامِ نویسندگان و شاعران مثل لورکا که از شهرت و محبوبیت چشم‌گیری در اسپانیا و جهان برخورد دار استند و مردم با باورهای دیرینه‌یی به آثار آن‌ها نگاه می‌کنند، وجود دارد و هیچ‌کس تضمین کرده نمی‌تواند که عکس‌العمل‌های بعد از چاپ متن کامل نمایش‌نامه و روی صحنه رفتن آن چگونه خواهد بود.

 

این نوشته برای بار اول به زبان پارسی برای پارکور ادبی با استفاده از چند منبع مختلف(انگلیسی) تدوین و ترتیب شده است در صورت تکثیر لطفاً منبع "پارکور ادبی" را درج کنید
%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%b1%d8%a4%db%8c%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d8%b1%da%af%d8%b4%d8%aa%d9%90-%d8%af%d9%88%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%81%d8%af%d8%b1%db%8c%da%a9%d9%88-%da%af%d8%a7-3

ABOUT THE AUTHOR

POST YOUR COMMENTS

Your email address will not be published. Required fields are marked *

Name *

Email *

Website