|  | 

هر هفته یک شعر

هنوز مادرم نبودی

images

دیروز عکسی یافتم از هفده‌سالگی تو،
اسبی را گرفته‌ای و می‌خندی،
هنوز مادرم نبودی
کلاه تنگ اسب‌سواری موهایت را پوشانده بود،
پاهایت هنوز دو ساق پسرانه بودند.
اسب را از لگام محکم گرفته بودی،
دستت، مشتی بود زیر الاشه ی بزرگ آن.
درختان شکوفا، بی‌حرکت در پی‌رنگ
و آسمان با ابرهای پراکنده،
ولی آنچه مرا گرفت، صورت تو بود، که از من بود.
و فکر کردم،
تنها برای لحظه‌ای، که تو منی.
اما زود کرتی تن زن چشمم را گرفت،
از کمر باریک، شلوار اسب‌سواری، با پایین تنگ و بالای گشاد،
و مهم‌تر از همه، تاریخ در کنج عکس.
همه این‌ها دوباره به من می‌گفتند،
که این تو بودی، در هفده‌سالگی، اسبی را گرفته‌ای و می‌خندی،
هنوز مادرم نبودی
ولی مسلمن من آن زمان نیز فرزند تو بودم.
“اوین شیرس”
شعر را به صدای شاعر بشنوید
برگردان “هدیه ولی”
هر هفته یک شعر- پارکورادبی
این شعر برای اولین بار به پارسی برای پارکورادبی برگردان شده ست در صورت تکثیر لطفن منبع را درج کنید

 

ABOUT THE AUTHOR

POST YOUR COMMENTS

Count per Day

  • 24934مجموع خوانده شده ها:
  • 4خوانده شده های امروز:
  • 32خوانده شده ی دیروز:
  • 366خوانده شده ی هفته:
  • 812خوانده شده در ماه:
  • 20072تمام بازدیدکنندگان:
  • 4بازدیدکنندگان امروز:
  • 31بازدیدکنندگان دیروز:
  • 258بازدیدکنندگان هفته:
  • 36بازدیدکننده در روز:
  • 0بازدیدکنندگان حاضر: