|  | 

نقد شعر

دو ساختار پیشنهادی برای بررسی شعر

1461794_1490074077883398_313530283_n

ما دو نوع ساختار كلي در شعر داريم:

1-ساختار پوششي
2-ساختار زنجيره اي
در ساختار پوششي، شكل ذهني شعر خيلي پيچيده نيست. حركت تصويرها،استعاره ها و مجازها در يك محور عمودي و خطي شكل مي گيرد.همه اجزاي شعر در جهت تكميل كردن يک زنجيره ي زباني و يك زنجيره معنايي حركت مي كنند به طوري كه حتي جمله هاي پايه و پيرو با رعايت تقدم و تاخر، پس و پيش هم اورده مي شوند. در اين ساختار ما با نظام خاصی از ساختمندي و فرم گرايي روبرو هستيم كه طي آن دلالتهاي معنايی دچار ساخت شكني نمي شوند و مفردات زبان نيز در تجميع حالات خود بوجودآورنده يك كل منسجم به نام شعر هستند كه طي آن يك تصوير خاص با هدفي مشخص و يا يك انديشه خاص با رويكردي مشخص، بيان شده يا به تصوير كشيده مي شود.
ساختارها برآيند ذهنهايند. وقتي ساختار يك شعر پوششي باشد بيانگر اين است كه شاعر به دنبال بيان پيچيدگيهاي جهان به شكل پچيده اي نيست بلكه سادگي آنچه را كه مي بيند نشان مي دهد.
مثال:
مشتي نور سرد
از چشمه ي آبي
برخيز
سپيده دم نزديكست
هر نهالي كه صبح كاشتيم
غروبش از ريشه بركند
بازهم فقط كار باقي ست
برخيز
مثل همه
مثل هميشه
خورشيد مهربان قديمي
قطره هاي شب را
از گونه ها
پاك خواهد كرد
(ضیاء موحد، مشتي نور سرد)
وجه نمادين به خوبي مشخص است. مشتي نور، سپيده دم، خورشيد مهربان، صبح، غروب و شب….ساخت شعر بر روي تضاد بين سياهي و سپيدي استوار است. نور در يك حركت معنايي به سپيده دم و سپيده دم به خورشيد مي رسد كه قطره هاي شب را از گونه ها «پاك خواهد كرد» اين در حالي ست كه شاعر با يك زمينه سازي قبلي به مخاطب گفته بوده: «هر نهالي كه صبح كاشتيم» به وسيله غروب از ريشه كنده شده. همپوشاني آشكار تصاوير و استعاره ها بر اساس اصل تضاد و تقارن به خوبي مشهود است. در شعر اتفاق خاصي كه با معيار هاي زيبايي شناختي ما مغاير باشد نيفتاده است. به همين دليل براي ما قابل درك و آشناست.
مثال از فروغ:
دلم گرفته است
دلم گرفته است
به ايوان مي روم و انگشتانم را
بر پوست كشيده شب مي كشم
چراغهاي رابطه تاريكند
چراغهاي رابطه تاريكند
كسي مرا به آفتاب
معرفي نخواهد كرد
كسي مرا به ميهماني گنجشك ها
نخواهد برد
پرواز را به خاط بسپار
پرنده مردني است
تكرارهاي نحوي، حركت استعاره ها به سمت هم و تبديل جمله «دلم گرفته استـ » كه يك حالت حسي و دروني است به يك حالت استعاري به شكل «چراغهاي رابطه تاريكند» و تكميل همين وضعيت در كنار بيان موجز و متبحرانه اي كه فروغ به كار برده، همه در ذيل همان ساختار پوششي تعريف مي شوند.
مثالي ديگر از مشيري:
يك آسمان پرنده، رها، روي شانه ها
در باغ بامداد
يك آسمان پرنده
سرگرم شستشو
در چشمه سار باد
يك آسمان پرنده
در بستر چمن
آزاد، مست، شاد
از پشت ميله ها
بغضي به هاي هاي شكستم:
قفس مباد
اين ساختار همانطور كه گفته شد، عموما مربوط به شعر تصويرگرا، نمادگرا و معناگراي ماست كه سرشار از ارجاعات برون متني و تعهدات سياسي اجتماعي است. به قول دكتر براهني: « براي بيان يك عمل حسي يا احساسي و يا چند عمل حسي و احساسي، مي توان تصاوير جانشين خلق كرد تا به جاي تاريخ و يا تجربه زندگي خود آدم بنشيند»
اين مكانيسم جانشين سازي كه براهني مي گويد در شكل برخورد شاعر با تاريخ تجلي پيدا مي كند كه عموما نمادين و سمبوليك است و امكانات زيادي براي ارجاعات برون متني فراهم مي آورد.

**
ساختار زنجيره اي اما تقريبا مغاير با ساختار پوششي است. شكل ذهني در آن پيچيده است و معيارهاي زيبايي شناختي مدام در حال تغيير و جابجايي هستند. من براي اين نوع ساختار، شمول فراوني قائلم، چون انگار از «كتبيه» و «انگاه پس ازتندر» اخوان و «خطاب به پروانه ها» ي دكتر براهني و «رفته بودم صيد نهنگ» باباچاهي و «هفتاد سنگ قبر» دكتر رويايي گرفته تا کارهای علي عبدالرضايي را شامل مي شود. زياد اسم نمي برم چون افرادي را كه گفتم هركدام نماينده يك نوع سرايش و نويسش هستند و شمول مورد نظر اين نوشته را نشان مي دهند.
بنابراين وقتي كه رويايي مي گويد:
تو باز مي آيي
با نافي از خليج احمر
و راني از عصاي موسي
و شكل راه رفتن تو
معناي مثنوي ست
و روح مولوي ست اينك
كز ساق تو حكايت ني را
بر مي دارد…..
ما با شكل تازه اي از روابط كلامي روبرو هستيم كه همه چيز را در ارجاعات دروني مشخص مي كند.
يا وقتي كه براهني مي گويد:
حالا تو هرچه هستي من آن هستم من را بخوابان
و اين لحاف آينه را هم به روي من بخوابان
و ناگهان صداي گفتن او مي آيد و مرا مي گوياند
اين چيزها را كه حالا گفتم مي گوياند
آنرا كه او رانده، مي گوياند……
ما با نحوه تغيير يافته اي از بيان درباره هستي مواجهيم كه مي خواهد زبان ما را در عمق خود تبدیل به هستي ما كند. اين نوع روابط کلامی و اين نوع بيان قطع قطعه، همه شاكله هاي زيبايي شناختي ذهن ما را واژگون مي كند. در ساختار زنجيره اي، تصوير (اگر باشد)، استعاره ( اگر باشد) ارتباط ظريف و خيلي دوري با هم دارند. در حالي كه با خوانش اوليه اينگونه اشعار مخاطب احساس مي كند عناصر شعر و مفردات زباني آن در بي ساختاري و بي ارتباطي محض با هم به سر مي برند، اما دقتهاي زباني بعدي نشان مي دهد كه اينگونه نيست بلكه فقط روابط به عنوان يك تمهيد شاعرانه، كمي به تعويق افتاده اند.
مثال از حسين فاضلي:
(كلمات به سرم مي زند آخر
پاشم بروي اينجا)
بر تارهاي عصب
انگشتهاي اشاره به
تارهاي مژه ات
پلك مي زنم خود را به هم آرام
آرام
صداي سه سه تار مي آيد
يكي تو
و يكي ديگر تو
و سومي هميشه تار است…..
كه تنها از راه مناسبتهاي زباني بوجود آمده بين تارهاي عصب، تارهاي مژه و خود ساز تار در«صداي سه سه تار مي ايد» مي توانيم به ارتباط سطرها و تمهيدات نهاده شده در ان پي برده و به كشفي نسبي دست پيدا كنيم. كيفيت زبان در اينگونه آثار برجسته مي شود.
مثال از علي عبدالرضايي:
صدايم را براي زني تمرين مي كنم در گوشي
كه الان زنگ مي زند الو! هلو! سلام!
من سلام و دستي تكان نمي دهد
من عاشق و تا چشم كار مي كند فاسق
اين مثال از كتاب “جامعه” این شاعر گرفته شده در اين كتاب وجه غالب كار بر چندپارگي زباني و بياني استوار شده است، مثل آوردن متناقض نماها، متضادها، لحنهاي مختلف واستفاده از زبان گفتار. اين تمهيدات در عين حالي كه در متن هستند به طور مثال در نمونه بالا ولي در همان حال هيچ گرهي از كار باز نمي كنند. چون همه چيز در اين تکه نويسي بر اساس غافلگيري زباني اتفاق مي افتد. يك تصوير هنوز كامل نشده فراموش مي شود، يك لحن هنوز در ادامه خود قرار نگرفته تمام مي شود و زنجيره هاي زباني مدام يكديگر را قطع مي كنند. نظام پارادوكسيكال همه چيز را به بازي مي گيرد. به همين دليل است كه اين نوع شعر در مرحله ارائه اثر با بحران مخاطب روبروست. اگرچه حرجي بر آن نيست چون عليه معيارهاي عام زيبايي شناختي قيام كرده و تن به خطوط مستقيم ميزان جامعه نمي دهد.
مشخص كردن ساختار اوليه شعر به گمان من به اين دليل مهم است كه مرزهاي كار نقد را نشانه گذاري كرده و گوشزد مي كند كه موضعمان را نسبت به متن روشن كنيم و بيهوده يك سري نظريات فني و بيروني را بر گرده شعري كه به كلي از آنها بي خبر است پياده نكنيم.

“یامان حکمت”

ABOUT THE AUTHOR

POST YOUR COMMENTS

Count per Day

  • 24934مجموع خوانده شده ها:
  • 4خوانده شده های امروز:
  • 32خوانده شده ی دیروز:
  • 366خوانده شده ی هفته:
  • 812خوانده شده در ماه:
  • 20072تمام بازدیدکنندگان:
  • 4بازدیدکنندگان امروز:
  • 31بازدیدکنندگان دیروز:
  • 258بازدیدکنندگان هفته:
  • 36بازدیدکننده در روز:
  • 0بازدیدکنندگان حاضر: