|  | 

پارکور ادبی

پاييز-الکساندر پوشكين

لحظه‌های حزين،
اما جذاب!
چه دلپذير شد این لحظه‌ی وداع
عاشقم من،
عاشق پژمردگی طبيعت،
عاشق چادر سرخ‌رنگ جنگل
و آواز برگ‌های خشكيده
كه از اثر باد پاييزي می‌غلتند
و آسمان پوشيده از موج غبار،
به‌ندرت اشعه‌ی باريك روی يخبندان
خبر می‌دهد
از تهديد زمستان سپيد

و بازهم فرارسيد پاييز
فصل شکفتن من،
به‌زودی فصل سرد زمستان
زمان شکوفایی سلامتی
و  احساس عاشقانه من
فرا خواهد رسيد.

بازهم عاشقانه خواهم سرود
خواب نه خواهم داشت
و احساس گرسنگی
از من رخت خواهد بست
خون در شريان های قلبم
رقص شاديانه خواهد كرد
آرزوهايم خواهند جوشيد
بازهم شاد خواهم بود
و جوان خواهم شد
جوشش زندگی به سراغم خواهد آمد،
چنين است طبيعت
وجودم
و آن گه از اضافه گويی
حذر خواهم كرد

لگام اسب را خواهم گرفت
به‌پیش خواهم تاخت
اسب با تكان یال‌هایش
سوارش را حمل خواهد كرد
و با صدای بلند زير سم آتشينش
يخ روی زمين ترك خواهد خورد
سرانجام پايان روز را
كنار بخاری خواهم لميد
آتش آرام‌آرام خواهد سوخت
با شعله روشن
و من درون شعله‌اش
خيره خواهم نگريست
و روح من آرام خواهد شد

و جهان فراموشم خواهد شد
در شيرينی سكوت،
غرق خيالات خوشايندم خواهم شد
احساس شاعرانه‌ام جان خواهد گرفت:
روح من زير تأثير احساس شاعرانه‌ام
خجل ( شرمنده )  خواهد شد
لرزش آوازم را دررؤیا
خواهم،جُست
درنهايت احساس آزادی‌خواهم كرد
ناگهان ازدحام نامرئی را
كه از دوران دور می‌خواستم،
احساس خواهم كرد

افكارتازه شجاعانه سراغم را
خواهند گرفت
و قافیه‌ها شتابان به پیشوازشان
خواهند شتافت
و انگشتانم به‌سوی قلم خواهند شتافت
و قلم روی كاغذ خواهد لغزيد
و لحظه یی بعد شعرهايم
جاری خواهند شد
همچون كشتي بی‌حرکت
گير افتاده ميان مه
و ملوانان كه ناگهان می‌پرند به زير
و بادبان‌های كه پُر می‌شوند از باد
و توده‌های امواج
که می‌کوچند از جا

“الکساندر پوشكين”

برگردان: عزیز علیزاده

ABOUT THE AUTHOR

POST YOUR COMMENTS

Count per Day

  • 24934مجموع خوانده شده ها:
  • 4خوانده شده های امروز:
  • 32خوانده شده ی دیروز:
  • 366خوانده شده ی هفته:
  • 812خوانده شده در ماه:
  • 20072تمام بازدیدکنندگان:
  • 4بازدیدکنندگان امروز:
  • 31بازدیدکنندگان دیروز:
  • 258بازدیدکنندگان هفته:
  • 36بازدیدکننده در روز:
  • 0بازدیدکنندگان حاضر: