|  | 

معرفی و بررسی کتاب

اتاقی از آن خود

رمان، آفرینش آیینه‌واری است که شباهتی به زندگی دارد. وولف

اتاقی از آن خود، چنانچه که مترجم نیز در مقدمه‌ی کتاب ذکر کرده است،‌ نخست یک سخنرانی بوده که وولف در مورد زنان و داستان‌نویسی ارائه کرده است و بعد آن را در قالب رمان -که البته اگر بتوان با تعریف معمول آن رمان خواند، بیان می‌کند. این را بدین دلیل می‌گویم که این کتاب گفته‌هایی است فراتر از آنچه در قالب یک رمان می‌گنجد. درد دل‌های زنی است فراتر از درد دل.

اتاقی از آن خود ما را با ادبیاتی در مورد زنان و زنانه آشنا می‌سازد حداقل این انگیزه را در خواننده ایجاد می‌کند که در مورد ادبیات و زن و متونی که در مورد زنان تولید شده و تولید می‌شود، تحقیق و دقت نماید. آنچه که نویسنده بر آن تأکید دارد، «اتاقی از آن خود» و «درآمد» مالی است. نویسنده با مثال آوردن شکسپیر که در چه جایگاهی قرار داشته و اینکه شکسپیر خواهر با استعدادی داشته ولی او بعد از اینکه از خانه فرار می‌کند و به دنبال تحقق رویاها و پرورش استعدادش می‌رود با موانع و سدهایی روبرو می شود که دست آخر در خیابان تصادف می کند و از بین می رود. ولی شکسپیر، شکسپیر می‌شود. حالا آن خیابان تقاطعی است در لندن که هر روز عابرینی از آن می‌گذرند. نویسنده از نویسنده شدن زنان یاد می‌کند و اینکه چه مصیبت و رنج‌هایی را به جان خریدند. از طرد شدن تا دیوانه و  جن زده و… خطاب شدن. و آنانی که احساس شان را تبارز دادند و یا می‌نوشتند با نام‌ها و اسم‌های مردانه قلم می‌زدند. دشورای نوشتن،‌ فکر کردن و ظاهر شدن زنان در بین جامعه مردسالار را در این کتاب می‌توان به‌خوبی درک کرد. هرچند که این نوشتار نیز از نظر وولف محکوم است.

تولید و باز تولید ارزش‌های جامعه توسط مردان و به نفع مردان است و در صورتی که زنی بخواهد به این ارزش ها پشت پا بزند و یا سرکشی کند محکوم می‌شود. مثلا شهرت برای زن،‌ یک امر شرم آور و زشت تلقی می‌شود، چیزی که در روستاها است و تا چند سال قبل در جامعه شهری افغانستان حاکم بود و شاید الان هم باشد. این پدیده با بازتولید توسط ارزش‌هایی که خود ایجاد کردیم، این ذهنیت را به زنان القا می‌کند تا کارهایی که انجام می‌دهند گمنام و یا به نام یک مرد باشد. وولف می‌نویسد: «گمنامی در رگهای زنان جاری است. میل به پوشیده بودن هنوز هم آنها را اغوا می‌کند» و این چیزی است که زنان در هر جامعه‌یی تجربه کرده است( با توجه به متون تولید شده). مادرم همیشه اتفاق‌هایی که رخ می‌داد را از چشم پدرم پنهان می‌کرد و الان هم می‌کند. استدلالش این است که نباید درگیر بشود، بگذار خودمان حلش کنیم و یا کوشش می‌کند خود را راضی نشان بدهد و گله و شکایتی نداشته باشد. حتا اگر مشکلی وجود داشته باشد.

وولف بر درآمد و پول انگشت می‌گذارد. و در جایی می‌گوید که من را شاید متهم کنید که همه چیز را به پول خلاصه می‌کند ولی دلیلی که بر ادعای خود ذکر می‌کند، مهمترین بخش کتاب است؛ از جمله تشویق زنان به مطالعه و نوشتن. وولف از حق رأی زنان یاد می‌کند و اینکه حالا زنان می‌توانند در هر شغلی کار کنند و پول داشته باشند. و اتاقی از آن خود. به قول مارکس، اقتصاد زیربنای همه چیز است، چیزی که وولف هم بدان معتقد بود؛ استقلال فکری چیزی که رابطه‌یی مستقیم با استقلال اقتصادی دارد. آنچه که آرتور کویئلر کوچ نیز اشاره می‌کند: «مسأله همین است. استقلال فکری به عوامل مادی وابسته است. شعر به استقلال فکری و ابسته است. و زنان همیشه فقیر بوده اند، نه فقط در دوصد سال اخیر، بلکه از آغاز تاریخ. زنان در مقایسه با پسران بردگان آتنی،‌ استقلال فکری کمتری داشتند. پس زنان کوچکترین شانسی برای سرودن شعر نداشتند. به همین دلیل است که من این اندازه روی پول و اتاقی از آن خود تأکید می‌کنم»( ص152).

نکته‌ی مهم دیگری که در این کتاب به آن پرداخته شده، همانا جنسیتی به نام زن و مرد است. وولف می‌گوید که زن بودن یا مرد بودن به صورت خالص و مطلق مخرب است؛ باید زنانه- مردانه یا مردانه- زنانه بود. و اینکه زنانی می کوشند خود را مردانه جلوه بدهند اظهار تأسف می‌کند: «جای بسی تأسف است اگر زنان مانند مردان بنویسند، یا مانند مردان زندگی کنند، یا ظاهر شان شبه مردان باشد، زیرا اگر این دو جنسیت- با توجه به وضعیت و تنوع دنیا تا این حد بی‌کفایت اند، چگونه می خواهیم تنها با یک جنسیت سر کنیم؟» (ص 138). تأکید وولف بیشتر بر این است که خودمان باشیم تا اینکه بیایم به خود بقبولانیم که چنین باشیم: «می خواهم به اختصار و بدون تکلف بگویم بسیار مهم است که خودمان باشیم و نه هیچ چیز دیگر. اگر می‌دانستم چگونه این حرف را به شیوه‌یی تعالی بخش بیان کنم، به شما می‌گفتم رؤیای تأثیر گذاشتن بر دیگران را از سر بیرون کنید. درباره خود مسایل فکر کنید.ص 156» و این تا حدودی ما را به استقلال فکری هدایت می‌کند. هرچند وولف استقلال فکری را وابسته به استقلال اقتصادی می‌داند اما این خود بودن و اینکه در هیاهوی برای هیچ و تلف کردن وقت، سودی نخواهد داشت.

وولف در کتابخانه‌ی خود نشسته است و کتاب‌هایی که در مورد زنان نوشته شده را ورق می‌زند و با بررسی هر کتاب، سراغ دیگری می‌رود. با یادکردن از چهار نویسنده و نوشتن از زندگی آنها و  خوانش قسمت‌هایی از کتاب‌های‌شان، احساس می‌کنیم در برابر وولف قرار داریم و به سخنانش گوش می‌دهیم… زنی که با اوج احساس، از احساس خود می گوید. از درد هم‌نوعان خود.

تأکید وولف و حرفش برای زنان این است که بنویسید: « بنابراین از شما می‌خواهم همه قسم کتاب بنویسید، و در مورد هیچ موضوعی، هر قدر بی اهمیت و پیش پا افتاده یا مهم، تردید نکنید. امیدوارم، هرطور شده، آن قدر پول به دست بیآورید که بتوانید سفر کنید و دنیا را ببینید، درباره آینده یا گذشته جهان تأمل کنید، درباره کتاب‌ها خیال‌پرازدی کنید و در گوشه و کنار خیابان پرسه بزنید و بگذارید نخ ماهیگیری فکرتان به اعماق رودخانه برود. زیرا من به هیچ وجه شما را به داستان محدود نمی کنم» (ص153).

این کتاب بعد از کتاب انقیاد زنان جان استوارت میل دومین کتاب جدی بود که در مورد زنان مطالعه کردم و آدم را به فکر و تأمل وا می‌دارد.

نویسنده: علی توانا

ABOUT THE AUTHOR

POST YOUR COMMENTS

Count per Day

  • 24934مجموع خوانده شده ها:
  • 4خوانده شده های امروز:
  • 32خوانده شده ی دیروز:
  • 366خوانده شده ی هفته:
  • 812خوانده شده در ماه:
  • 20072تمام بازدیدکنندگان:
  • 4بازدیدکنندگان امروز:
  • 31بازدیدکنندگان دیروز:
  • 258بازدیدکنندگان هفته:
  • 36بازدیدکننده در روز:
  • 0بازدیدکنندگان حاضر: